|
پاییز که می شود ![]() امروز در شهر کوچک ما باران بارید... بارانی بس تماشایی... خیلی خوشحال بودم...هر چقدر زیر بارون بمونم بازم کمه...باور کنید این آب نیست که به صورتم برخورد میکنه،رحمت خداست... خدای من!سپاسگذارتم...
![]() هنگامی که سیبی را با دندانهای خود له می کنی در دل خویش به آن بگو :دانه ها و ذرات تو در کالبد من به زندگی ادامه خواهند داد. شکوفه هایی که باید از دانه هایی تو سر زند ، فردا در دل من شکوفا می شود .عطر دل انگیز تو ، توام با نفسهای گرم من به عالم بالا صعود خواهد کرد ، و من و تو در تمام فصلها شاد و خرم خواهیم بود. جبران خلیل جبران ![]()
شنبه 4 آبان 1392برچسب:تمام دلتنگی هایم,بدهکاری,وعده ما,روزی که دلتنگم شوی,دوست دارم, :: 22:22 :: نويسنده : mehraboon
به اندازه ی تمام دلتنگی هایم به من بدهکاری... وعده ما باشد روزی که دلتنگم شوی... پ.ن:چرا بقیه فکر میکنن من از تو بدم میاد...نه...برعکس من...دوست دارم عزیزم... ![]() مهربانی زبانی است که ناشنوا میتواند بشنود و نابینا میتواند ببیند! "مارک تواین"
پ.ن:من که آدم ناشنوا و نابینا کم دور و برم نیست! ![]()
یک شنبه 21 مهر 1392برچسب:تولدم مبارک,خدای زیبای من,شکرگزارتم,وجودم,عشق و محبت, :: 1:44 :: نويسنده : mehraboon
تولدم مبارک! خدای زیبای من ازت خواهش میکنم کمکم کن ایمانم بهت قوی تر بشه و در لحظه لحظه های زندگیم عمیقا" حست کنم! پ.ن:امشب تولدمه و خوابم نمیبره و دارم فکر میکنم!به خودم،رفتارم،آدمای دور و برم و... به یه نتیجه هایی رسیدم.فهمیدم که چرا اینقدر زود دلم میشکنه! چون باید خیلی ایمانم رو قوی کنم جوری که تمام وجودم پر از عشق خدا بشه و حتی لحظه ای از عشقش غافل نشم! باید بزرگ بشم!واقعا" سخته رسیدن بهش ولی خودش بهم قول میده کمکم کنه! راستی خداجونم ازت ممنونم و مثل همیشه شکرگزارتم به خاطر اون همه عشق و محبتی که تو تک تک لحظه های زندگیم بهم دادی!
![]()
جمعه 19 مهر 1392برچسب:قضاوت,کفش های او,راه برو,مخلوق, خالق,یاد خدا,من خدا را دارم,, :: 12:31 :: نويسنده : mehraboon
*قبل از اینکه در مورد راه رفتن کسی قضاوت کنی ،کمی با کفش های او راه برو...* پ.ن:چرا؟؟؟واقعا" چرا بعضیا اینقدر راحت در مورد حرفای بقیه و رفتار وعقایدشون نظر میدن؟؟؟ یعنی از اون دنیا نمیترسن؟؟؟نمیدونم چرا ما آدما بعضی مواقع یادمون میره مخلوقیم و خالق یکی دیگه ست... مخاطبم 99.99% آدمای دور و برم هستن!دوست دارم سرشون داد بزنم آخه مگه شما تو دل من هستید که منو زیر سوال میبرید!!!و حالا چرا این فکرای زشتتون رو به بقیه القا میکنید!!و چرا حتی فرصت دفاع کردن از خودمو ازم میگیرید! در اینجور مواقع فقط یاد خداست که آرومم میکنه،فقط امید به ذات پاکشه که منو واسه رسیدن به رویاهام مصمم تر میکنه...یه روز میرم و ازشون دور میشم خیلی دور... از اینجا داد میزنم به همشون میگم آهای شما فکر کردید من تنهام؟؟!نه سخت در اشتباهید!من خدا رو دارم! و در آخر این بیتو مینویسم: هر که در این بزم مقرب تر است جام بلا بیشترش میدهند ![]() تو مرا یاد کنی یا نکنی باورت گر بشود گر نشود حرفی نیست...اما... نفسم میگیرد در هوایی که نفس های تو نیست... شعر از سهراب سپهری پ.ن:عاشق نیستم ولی یه چیزی منو به سمت عشق میکشونه،نمیخوام اشتباه برم...خدا خودش کمکم کنه که راه درست رو پیدا کنم...
![]()
شنبه 13 مهر 1392برچسب:قلب من,زمام عشق,ذات خویش,جویبار,بیش از حد مهربان بودن, :: 22:1 :: نويسنده : mehraboon
وقتی که عاشق می شوید مگویید:" خداوند در قلب من است. سپیده دم بر خیز پ.ن:به نظرم عشق واقعی وقتی اتفاق میفته که ما رو به خدا نزدیکتر کنه نه اینکه باگله و شکایتامون ما رو از خدای مهربونمون دور کنه.بحث در مورد عشق خیلی طولانیه و حتما" در آینده ای نه چندان دور یکی از پستامو بهش اختصاص میدم.راستی منظور از "ذات خویش"در متن بالا "خداوند" است. ![]() سام پسر پسر عممه و منم عاشقشم!چون تو یه روز دنیا اومدیم!البته با 15 سال اختلاف سنی!!!!!....ولی مهم عشق و علاقست مگه نه؟؟؟؟ شوخی کردم من واقعا" عاشق بچه هام و کنارشون که باشم پرستیژم کلا" خراب میشه!!!!!سامی طبق معمول منو مظلوم گیر آورد و کمر به خوشگل کردن من بسته بود(خب بنده خدا حق داره میخواد نامزدش فشن باشه!!!!!) حالا مراحل تهیه من به عنوان یک عروس فشن!اول که کل اتاقمو بهم ریخت که تافت پیدا کنه حالا من هرچی میگم سامی جان تموم شده(آخه واقعا" بدم میاد چیز اضافه به موهام بزنم)میگه نه من پیداش میکنم آخرش دید که واقعا" تافتی وجود نداره گفت خب ژل بیار!دیگه میخواستم تک تک موهامو بکنم!!!حالا منو نشونده موهامو افشون کرده که باید خوشگلت کنم!!!بنده خدا هرچی زور میزد که موهامو سیخ کنه نتونست!منم که در حال خندیدن بهش بودم،هی میگفت من واسه خودم که میکنم درست میشه چرا موهای تو سیخ نمیشه؟؟؟؟؟!!!هرچی قربون صدقش میرم میگم عزیز دلم من دخترم موهام بلنده نمیشه میگه نه من میتونم وایسا الان درستت میکنم!(انگار من کجم)آخراش قیافش دیدنی تر بود،به شدت کلافه شده بود!دیگه دید فایده نداره برسو انداخت یه گوشه و با لحن بچگونه خودش گفت:ااااااااهههههههههه اصلا" تو خوشگل نمیشی و فقط باید کچل شی تا قشنگ بشی!!!من که فقط با دهانی باز محو تماشای سیمای او بودم!و شدیدا" علامت سوال که سلیقه این نسلا چه عوض شده!!!! نتیجه اخلاقی:دختر خانومایی که مثل من فکر میکنید زیبا هستید،کاملا" در اشتباهید چون طبق آخرین تحقیقات بنده ملاک زیبایی یا فشن بودنه یا کچچچچچچچل بودن!!!!!!!!!!!!!!!!دیگه انتخاب با خودتونه! پ.ن:....................................................................................... ![]() ![]() |